محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
488
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و مجرى للشّمس و القمر و مختلفا للنّجوم السّيّارة ) خورشيد ، به دور خويش مىگردد و زمين به دور خود و دور خورشيد مىگردد و ماه به دور خود و دور زمين مىچرخد . فضاى خالى بين اين اجرام ، امكان چرخش را بين آنها فراهم مىآورد و اگر اين فضا نبود ، آنان هيچيك نمىتوانستند ، حركت كنند . خداوند ، همه اين هستى را آفريده و قوانينى براى آنها وضع كرده و آنها را از اين راه تدبير مىكند . اگر اين نظام دقيق و منظم بدون هدف پديد آمده بود ، در اين صورت هيچ فرقى بين نظام و آشوب وجود نداشت و نيز تندبادها در شنزارها بايد سبب پيدايش شهرهايى بزرگ مىشدند . ( و جعلت سكّانه سبطا من ملائكتك لا يسأمون من عبادتك . . . ) فرشتگان ، بندگان گرامى خدا هستند كه در سخن از او پيشى نمىگيرند و براساس دستوراتش عمل مىكنند . ما از حقيقت فرشتگان و شيوه زندگى آنها خبر نداريم و تنها آنچه را مىدانيم كه خداوند به ما خبر داده است . پيش از اين نيز درباره اوصاف فرشتگان ، سخن گفته شد . « 1 » ( و ربّ هذه الأرض الّتي جعلتها قرارا للأنام . . . ) انسانها و حيوانات و پرندگان و حشرات و همه آفريدههاى ديگر از خاك زمين ساخته شدهاند و همگى بر روى آن زندگى مىكنند و سپس درونش به خاك سپرده مىشوند تا آنكه خداوند ، زمين را دگرگون سازد . ( و ربّ الجبال الرّواسي الّتي جعلتها للأرض أوتادا . . . ) كوهها ، منافع و سود فراوان دارند . انسان ، از سيلابها و غارت دشمنان ، به آنها پناه مىبرد و چشمهها در دامنههاى آنها مىجوشد . از همه اينها مهمتر آنكه كوهها مانع
--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 1 و 91 .